تمامی اخباری و اعترافاتی که از امروز صبح از دادگاه اصلاح طلبان منتشر شده از طریق خبر گزاری فارس بوده است. انگار که بنگاه دروغ پراکنی کودتاچیان به صورت انحصاری حق پوشش این اخبار را خریده و به اعترافات ساختگی آنها دسترسی دارد. هنوز هیچ خبر و یا تصویری به صورت مستقل و یا از خبرگزاری های دیگر منتشر نشده است. دوستان به شدت هوشیار باشید که پروژه ای دقیقا مثل شیوه اعلام نتیاج انتخابات در حال شکل گیری است. حتی یک خط از اخبار فارس را باور نکنید. همانطور که نتایج انتخابات سراسر دروغ بود اخبار و اعترافات منتشره از طرف فارس نیز سراسر دروغ است. سرعت تنظیم گزارش ها به صورتی است به به طور کاملا مشخص معلوم است که این گزارش ها از قبل آماده بوده اند. با وجود گذشت چندین ساعت هنوز حتی یک خبر از طرف ایسنا و یا مهر مخابره نشده است و این خود نشان از بی اعتباری و ساختگی بودن اخبار فارس دارد.
ارسال شده در 1 | 2 دیدگاه »

او کارمند اداره ای دولتی یا شرکت خصوصی است . شاید یک مهندس صنایع یا معمار. فارغ التحصیل از دانشگاهی که شاید من هم در آن درس خوانده بودم. خسته از کار روزانه به خانه بر میگردد. در میانه راه منزل از تاکسی پیاده شده و به جنبش سبز پیوسته تا حق خود را بگیرد. هنوز کیفش را به دست دارد. در دست دیگرش سنگیست که شاید من پرتاب کرده باشم. آیا او شایسته حقوق و دستمزدی برابر با من نیست؟
.

.
مادرم یا شاید مادر تو، با مترو به بهشت زهرا آمده تا در مراسم چهلم ندا یا سهراب شرکت کند. در گرمای چهل درجه مانتو و روسریش سخت آزارش می دهد. گلویش خشک شده و آفتاب گیرش کم اثر است. شجاعانه بر روی آسفالت داغ بهشت زهرا نشسته تا مبادا سربازان بی مهابا به من و تو یورش آورند. آیا حق او از یادگار پدرمان تنها یک هشتم است؟
.
.
یک هم دانشگاهی ، دوست ،آشنا وهم محله ای. تو کنارش بودی وقتی نیروی لباش شخصی بی رحمانه باتوم را بر صورتش کوبید. به لبخند مصممش نگاه کن، او در کنار ما می ماند. او صاحب این جنبش است. آیا حق او نیست که آزادانه و بی دخالت ازدواج کند یا به مسافرت رود؟ حق او نیست که مستقل باشد و برای کار کردن نیاز به اجازه من یا تو نداشته باشد؟
.
.
این خواهرت است. زمانی که می خواستی برای اعتراض به خیابان بروی به هر بهانه ای با تو آمد. از تو جلوتر دوید و بلند تر فریاد زد. چند باری حتی وقتی تو نبودی به خیابان رفت. وبلاگ نوشت و سبز پوشید. از گلوله و باتوم و زندان نترسید. آیا در فردای آزادی حق او از یادگار پدر نیمی از سهم توست؟
.
.
این نداست، ندای جنبش ماست. خونش جنبش ما را جهانی کرد و چشمانش سمبل مظلومیت ما شد. آیا زمانی که فریاد می زدی ما همه نداهستیم به این فکر می کردی که خونبهای جان نازنینش نیمی از خونبهای ماست. آیا جان ندا ها و همه خواهرانمان کمتر از جان ما ارزش دارد؟
.
.
آیا آنکه امروز چشم وگلویش سوخت، سرش باتوم خورد و تنش مجروح شد ، فردا حق ندارد انتخاب کند که بر تن خود چه بپوشاند؟
.
.
آیا آنانی که امروز در صف اول مبارزه بودند، فردا باید برای گرفتن حقوق طبیعی و انسانی خود در آخر صف به ایستند؟
.
خواهرم..مادرم..مادر بزرگ..و همسرم …تویی که نمی شناختمت…دوستم..بگزار تو را دوست صدا کنم و پاره کنم این پرده بد رنگ و کدر الفاظ را که بینمان کشیده اند. دوستم …دوست عزیزم..همراهم…سرنوشت ما مشترک است..و فردای ما روشن. در آن فردای روشن فراموش نمی کنم که از جانت برایم سپر ساختی ….که سنگ به دستم دادی…. که پناهم دادی….که دستمال بر سر خونینم گذاشتی…فراموش نمی کنم که جلو تر از من رفتی و بلند تر از من فریاد زدی. در این فردای روشن هر آنچه به دست آورده ایم مال هر دو ماست…سهم توهر آنچه که هست اگر بیشتر از من نباشد کمتر نیست. مثل دوران کودکی که هنوز پرده ای بینمان نکشیده بودند و مرا یاد نداده بودند که بیشتر بخواهم…هر آنچه دستاوردمان هست مثل همان موقع تقسیم می کنیم…بی جرزنی……نصف، نصف.
ارسال شده در نوشته های آزاد | 2 دیدگاه »
.
1 ـ حتما بارها شنیده اید که کل در آمد نفتی ایران در چهار سال گذشته در حدود 280 ملیارد دلار بوده است. تعداد زیادی از نخبگان سیاسی و اقتصادی معتقد هستند که بخش عمده ای از این پول یا در موارد نامشخص خرج شده است و یا حتی گم شده است. یه عنوان یک نمونه سازمان بازرسی کل کشور معتقد است که فقط یک میلیارد دلار در سال گذشته از در آمد های نفتی به حساب دولت واریز نشده است.
2 ـ بودجه سالانه کل کشور در حدود 100 میلیارد دلار است ، مبلغ 18.5 میلیاردی که پیدا شده معادل یک پنجم کل بودجه یکسال کل ایران است.
3 ـ مبلغ 18.5 میلیارد دلار تقریبا معادل تمامی صادرات غیر نفتی کل کشور است.
4ـ هیچ سرمایه دار و تاجری در کشور وجود ندارد که میزان سرمایه او معادل یک پنجم بودجه ایران باشد.
5 ـ به نظر می رسد بخشی از پول نفتی که قرار بود بر سر سفره مردم گذاشته شود در گمرک ترکیه پیدا شده است.
.
.
این داستان را جدی بگیرید، مبلغ پول و نحوه انتقال آن نشان از یک چالش تاریخی دارد؛ زلزله شدیدی در راه است
.
پینوشت؛ دوستانی که از اصل داستان بی خبر هستند، ماجرا از این قرار است که بر طبق گزارش یک شبکه تلویزیونی ترکیه مبلغ هنگفتی دلار و طلا از ایران وارد ترکیه شده است که هم اکنون در بانک مرکزی ترکیه نگهداری می شود. شبکه های معتبر کمتر به تایید این گزارش پرداختند اما قوت خبر به اندازه ای بود که شبکه هایی در حد العربیه نیز این گزارش رو نقل کردند. خبر العربیه رو می تونید از اینجا بخونید.
http://www.alarabiya.net/articles/2009/07/30/80349.html
ارسال شده در نوشته های آزاد | 7 دیدگاه »
امروز در خبر ها آمده بود که آقای محمد یزدی ریاست سابق قوه قضائیه و عضو فعلی خبرگان رهبری در انتقاداتی به سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه اعلام کرده اند که مشروعیت حکومت اسلامی ناشی از رای مردم نیست. این در حالی است که حدیثی که آقای هاشمی در نماز جمعه به نقل از بنیانگذار جمهوری اسلامی قرائت کردند بر این مهم تاکید دارد که حکومت در صورت مقبولیت مردم است که جایز و مشروع است. متاسفانه به نظر می رسد که آقای یزدی در موضع گیری امروز خود به از درک یک نکته اصلی منحرف شده اند.
این نکته اساسی این است که بنیانگذار جمهوری اسلامی هم بر این اعتقاد بود که حکومت بر مردم بر مبنای رضایت و مقبولیت آنها ممکن و مشروع است. این مهم را ایشان هم در بازگشت از پاریس و در بهشت زهرا و هم در جمله معروف میزان رای ملت است به تصریح بیان کرده اند. حدیثی هم که آقای هاشمی بیان کردند از قول امام بود و تاکید مجدد دیگری بر باور حجت مقبولیت مردم بر مشروعیت نظام.
.

تصویری از برگزاری رفراندوم در تاریخ 12 فروردین
جدای از آن این موارد دلیل قاطع و غیر قابل کتمان دیگری وجود دارد که نشان می دهد که بنیانگذار جمهوری اسلامی مشروعیت نظام را ناشی از رای و نظر مردم می داند و آن برگزاری رفراندوم در دوازدهم فروردین سال 1358 است، اگر به راستی بنیانگذار انقلاب نظری همچون آقای یزدی داشتند پس چه نیازی به برگزاری رفراندوم بود؟
همه این موارد نشان می دهد که متاسفانه جناب آقای یزدی قرائتی متفاوت و حتی متضاد با نظرات های اصلی و بنیادین بنیانگذار انقلاب در مورد منشا مشروعیت نظام و ضرورت جلب نظر و همراهی مردم برای حکومتداری دارند.
ارسال شده در نوشته های آزاد | بیان دیدگاه »

حالا که میرحسین اعلام کرده که میره نماز جمعه و قراره که بریم همه باید بریم و همه رو هم باید با خودمون ببریم. همونقدر که انرژی گذاشتیم و تلاش کردیم که بقیه رو راضی کنیم رای بدن ، 100 برابر باید تلاش کنیم که همه دوست و آشنا رو راضی کنیم که ببریم به راهپیمایی بعد از نمازجمعه. این جمعه پیچ تاریخی جنبش سبز ماست. در آرامش و در صلح اتحاد و اعتراض خودمون رو به دنیا نشون می دیم. جمعه روز تثبیت جنبش ماست.
ما همه با هم هستیم
پینوشت برای دوستانی که از بابت خطبه های آقای هاشمی نگران هستند؛ بر این باورم که به احتمال زیاد میرحسین و کروبی از جهت گیری احتمالی آقای هاشمی مطلع هستند و با توجه به این موضوع حاضر به شرکت در نماز جمعه شده اند.
ارسال شده در انتخابات 88 | 12 دیدگاه »
با شرکت گسترده در مراسم ختم سهراب (امیدوارم به زودی مکان آن اعلام شود) به خانواده او نشان دهیم که ما همه با هم هستیم و خون گلگون عزیزمان هدر نرفته است.

صاحب عکس فوق من هستم
پی نوشت؛ در دو روز گذشته هوطنان عزیز حضور مناسبی در خانه سهراب و ابراز همدردی با خانواده وی داشتند. شب شام غریبان با شکوهی در شهرک آپادانا برگزار شد، مسیر سردر شهرک تا خانه سهراب با شمع روشن شد و فریاد سهراب ما نمرده فضای این شهرک رو پر کرد، میرحسین و رهنورد هم حضور سبزی در خانه سهراب داشتن، مادر سهراب در گفتگو با بی بی سی اعلام کرد که از خون او نمی گذرد و کشته شدنش رو از راههای قانونی در داخل و خارج از کشور دنبال خواهد کرد. هنوز تا هفت سهراب چند روزی مانده است و احتمالا مراسم با شکوهی نیز بر سر مزارش برگزار خواهد شد. دوستانی که می خواهند شخصا به خانواده سهراب تسلیت بگن بر طبق اطلاعاتی که من از سایت ها به دست آوردم آدرس منزلشون این است؛ آپادانا – خیابان نرگس – بلوک 36 – ورودی سوم – طبقه ی 5 .به نظر می رسه مادر سهراب با روی گشاده از حضور هم میهنان استقبال می کند. اگر به دیدنش رفتین بهش بگین که ما همه سهرابیم.
ما همه با هم هستیم
ارسال شده در انتخابات 88 | 12 دیدگاه »
در زندگیم سختی و درد کم نکشیده ام، وقتی جوانکی ملول بیش نبودم پدرم در میان بازوانم پرپر شد، در همین تهران. درد آن هنوز در سینه ام است و کابوس آن هم بالشم.
اما خوب می دانم که درد و اندوه شما هزاران بیش از این این است ، چه آنان که پدر یا مادری از دست داده اند، چه آنان که خواهر یا برادر خویش در خون دیده اند.
خوب می دانم فراق فرزند دردی دارد که هر چه بگویم می دانم ندانسته ام. اما بدانید فقط بدانید وقتی تصویر دهان قفل شده آن دانشجوی اصفهانی را دیدم یا عکس بدن پاره شده آن بیدار خوابگاه کوی را جانم سوخت ، و….. هنوز جانم می سوزد.
فقط بدانید آنکه تا دیروز، پدر یا مادر، خواهر یا برادر و یا جگر گوشه شما بود، امروز شهید ملت است. به حرمت خون سرخش سیاه از تن بدر نمی کنم. ویادش را تا زنده ام بر جان خواهم داشت.
ارسال شده در انتخابات 88 | ۱ دیدگاه »
سلام به تمامی دوستانی که به وبلاگ من سر می زنند و به کامنت گذاشتن ادامه می دهند. برای حفظ ادب لازم دیدم که این چند خط رو بنویسم و بگم که ناتور شهر داخل شهر کنار شماست و داره سعی می کنه که رای خودش و شما رو پس بگیره. احتمالا فردا یه تحلیل حسابی از چرایی شرایط پیش آمده خواهم نوشت. فعلا که خودم هنوز مبهوت پیش بینی خودم از لا به لای نامه هاشمی هستم. راستش رو بخواهید اصلا فکر نمی کردم این داستان این قدر جدی بشه. از این به بعد کامنت ها رو دوباره منتشر خواهم کرد فقط یادتون نره که در موقع نوشتن کامنت قانون رو رعایت کنید. بازهم از این که مطالب وبلاگ من رو پی گیری می کنید ممنونم.
ارسال شده در 1 | بیان دیدگاه »
ظرفیت و توانایی و شعور ملت ایران رو در پای صندوق های رای نشون بدید
چشم امیدم اول به خدا بعد به شماست
ارسال شده در 1 | بیان دیدگاه »
دوستان تحریمیم، خواهش می کنم به ما هم فکر کنید، دلتون رو مهربون کنید، نه تحریم مقدسه نه شرکت، این دوره اما عقل جمعی مشارکت رو انتخاب کرده؛
به دوستاتون، خانوادتون، هموطناتون بپیوندید تا شاخ قول رو بشکنیم…شناسنامتو آماده کن! مرسی
.

.
پی نوشت 1؛ سد در سد اونهایی که می خوان احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شه بهش رای می دن ، چند در سد از مایی که نمی خواهیم اون رئیس جمهور شه به کس دیگری رای خواهیم داد؟
پی نوشت 2؛ راستی میگن ممکنه تو شعب رای گیری خودکارهایی گذاشته باشند که رنگش پس از یه مدتی می پره، پس خواهش می کنم همگی خودکارتون رو هم با خودتون ببرید حتما
ارسال شده در انتخابات 88 | بیان دیدگاه »