با شرکت گسترده در مراسم ختم سهراب (امیدوارم به زودی مکان آن اعلام شود) به خانواده او نشان دهیم که ما همه با هم هستیم و خون گلگون عزیزمان هدر نرفته است.

صاحب عکس فوق من هستم
پی نوشت؛ در دو روز گذشته هوطنان عزیز حضور مناسبی در خانه سهراب و ابراز همدردی با خانواده وی داشتند. شب شام غریبان با شکوهی در شهرک آپادانا برگزار شد، مسیر سردر شهرک تا خانه سهراب با شمع روشن شد و فریاد سهراب ما نمرده فضای این شهرک رو پر کرد، میرحسین و رهنورد هم حضور سبزی در خانه سهراب داشتن، مادر سهراب در گفتگو با بی بی سی اعلام کرد که از خون او نمی گذرد و کشته شدنش رو از راههای قانونی در داخل و خارج از کشور دنبال خواهد کرد. هنوز تا هفت سهراب چند روزی مانده است و احتمالا مراسم با شکوهی نیز بر سر مزارش برگزار خواهد شد. دوستانی که می خواهند شخصا به خانواده سهراب تسلیت بگن بر طبق اطلاعاتی که من از سایت ها به دست آوردم آدرس منزلشون این است؛ آپادانا – خیابان نرگس – بلوک 36 – ورودی سوم – طبقه ی 5 .به نظر می رسه مادر سهراب با روی گشاده از حضور هم میهنان استقبال می کند. اگر به دیدنش رفتین بهش بگین که ما همه سهرابیم.
ما همه با هم هستیم
مراسم دیگه ای ظاهرن نمیگیرن. ولی به هر حال بهشت زهرا میرن. قطعه 257 هستن
قطعا برای هفتمش سر خاک میرن و به احنمال زیاد خبرش اعلام میشه
همه با هم شركت مي كنيم!
ما امروز رفتیم جلوی منزلشون در شهرک آپادانا
نه اعلامیه ای نه تسلیتی و نه هیچ چیز دیگه ای
انصاف نیست که خانواده این عزیز ، احساس تنهایی کنند
ای کاش با انها مهربان تر باشیم
dorud beruhe sohrab e aziz wa digar shahidane iran zamin
hame ba ham sherkat mikonim .asode bekhab sohrab jan
اگر کسی آدرس منزلشون را دارد لطفا بنویسد تا برای عرض تسلیت بریم منزلشون
اگر حسين بود به نمازجمعه ميرفت لبخندش بان كننده خرسندي او ازعملي كه انجام داد وبه خاطرش رفت رو حش شاد راهش ادامه دار باد پس به نمازجمعه جنبش سبز ميرويم وبا حسينها ونداها هم فرياد ميشويم
البته احتمالا منظورتون سهراب بوده
ندا 2 Neda
..
ندا را بی ندا کردی بسیجی
جهانی ، بر عزا کردی بسیجی
نگاه ِ آهوی معصوم ، ندا ، شد
نماد مردم ِ ایران ، بسیجی
نگاه ِ تو سخن می گفت با ما
کجائید ای جوانان ، نسل ِ فردا
نگاهش جستجو ، ندای ِ ایران
که همکاری کنید ، پیکار ما را
صدا ، از بَهر ِ آزادی بلند شد
ندا ها را ، ز ِ خون ها ، جامه ، تر شد
ندایت را بلند ، آزاد سَر د ِه
ندا های جهان ، همراه تر شد
که دزدان جملگی با هم نشستند
به غارت ، مال ما ، پیمان به بستند
ستان مام ِ وطن از بردیا ها
نشان ، نیکان که آزاده پرستند
با عرض تسلیت به مادر عزیز سهراب فقط اینرا میتوانم خطاب به خودکامگان بگویم با سر نیزه می توان به قدرت رسید ولی روی ان نمی توان نشست در اخر هم توجه همه را به این افسانه جلب میکنم
به روايت افسانهها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبي و ديگر شرارتها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر ميرسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟
شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگيست
آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بياثر ميشوند، فقط با اين وسيله ميتوانم در قلب انسانها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، ميتوانم با او هر آنچه ميخواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها به كار بردهام. به همين دليل اين قدر كهنه است